تبليغاتX
یکی بود و یکی نبود
 
یکی بود و یکی نبود
 
 
ادبیات داستانی، جامعه شناسی، فلسفه
 

نوشته­ای پیش­تر درباره فوتبال و توپ­بازی نوشتم که شاید به دلیل آن که دوستان وبازدید کنندگان وبلاگم از فرهیختگان جامعه­به شمار می­روند، پیامی درآن باره ننوشتند  و این بی­نوا را ننواختند.

جامعه ایران بر اساس پارادایم فرهیختگی و عدم آن، یا اهل پرهیزند و یا اهل حال، یا اهل مذهبند و یا اهل لا، یا آبی­­­اند و یا قرمز و یا راستند و یا چپ.

این پارادیم نظریه­ها و فرانظریه­هایی را دربرمی­گیرد که بر آن اساس راست­ها را محافظه­کار و چپ­ها را اصلاح­طلب، آبی­ها را با سیستم جهار جهار دو و قرمزها را با سیستم سه پنج دو و مذهبی­ها را زیر چادر هیئت، نشسته و غیرمذهبی­ها را باز هم زیر همان چادر اما ایستاده نگاه می­دارد.

فهم این درهم­آمیختگی معنایی سودی ندارد و اگر خلاصه این نظریه را بخواهید دریابید، باید به این پرسش اندیشید که به راستی راست­ها و چپ­ها کدام آبی­اند و کدام قرمز؟ کدام مذهبی­اند و کدام لا؟ کدام اهل پرهیرند و کدام لا؟

به گمان من، آبی­ها محافظه­کارند و فرمزها با آن رنگ جسورانه و نافرهیخته اصلاح­طلب و چپ، آنها مذهبی­اند واین­ها لا، آنها اهل پرهیزند و اینها لا.

شنیده­ام که در جریان انتخاباتی که پیش رو داریم، برخی از راست­ها از برخی چپ­ها که بناست با کاندیدا شدن خود اسباب خون جگرخوردن آبی­ها را فراهم کنند، خواسته­اند که از تصمیم خود بگذرند تا آنان ناگزیر نباشند که تنها با آقای احمدی­نژاد هم­کاسه بمانند!

تنها تفاوتی که فوتبالیست­ها با سیاسی­کارها دارند، مردم مدار بودن آنها و نامردم­مدار بودن اینهاست. به راستی هر دو جناح سیاسی مردمان را پشیزی هم نمی­انگارند. استقلال و پیروزی با حمایت هوادارانشان مربی و بازیکن و ... می­خرند و می­فروشند و بازی می­کنند، اما اینها با حمایت و بی­حمایت مردم گربه می­رقصانند. مهم این است که کدامشان در انتخابات پیش رو بر استحمار مردم بتواند چیره آید، سالی خاتمی با ادعای آزادی و سالی دیگر احمدی­نژاد با ادعای مهرورزی.

خاطرم هست که کلاس چهارم پنجم دبستان یکی از قلدرهای کلاسمان، خفتم را چسبید که « آبی یته یا قرمزته؟» من که پیش­تر شنیده بودم او از آبی و لباس آبی­پوشان تمجید می­کند، بی­اختیار گفتم آبی یته. از همان روز تا حالا ناخواسته از آبی­ها هواداری کرده ام.   

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 11:37 قبل از ظهر  نوشته رضا سجادی  | 

اولین پیتزاخوری تان چه سالی بوده است؟

اولین بار را که شنا کردید، به خاطر دارید؟

اولین بار که بهتان موز تعارف کردند، موز را تا تهش خوردید؟

اولین بار را که فکر کردید عاشق شده­اید، به خاطر می­آورید؟

آخرین باری که شب­ادراری برایتان پیش آمده، چه زمانی بوده است؟

آخرین باری که پول قرض گرفته­اید، به خاطرتان می­آید؟

آخرین باری که دیوان حافظ را بگشودید، کی بوده است؟

آخرین باری که عصبانی شدید، با که بودید؟

دوست دارید در جه روزی از هفته بمیرید؟

من اینها را بارها از خودم پرسیده­ام. هر چه فکر کرده­ام، درباره بعضی­هایشان چیز دقیقی به خاطرم نیامده است. تنها حالت و حس یگانه­ای که پس از همۀ این پرسش­ها برایم پیش آمده، شکل گرفتن آخرین پرسش بوده است.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 8:26 قبل از ظهر  نوشته رضا سجادی  | 

تاکنون فوتبال یا همان توپ­بازی مدرن چندان به مطالعات جامعه­شناسان ایرانی پانگذاشته است؛ شاید به این دلیل که این گونه بازی با پا هنوز چندان که شاید در این مملکت جدی گرفته نشده است.

فوتبال که خاستگاهش انگلیس است، نوعی توپ­بازی با پا را گویند که میان دو دستۀ یازده نفری در میدانی به وسعت 95 در 55 تا 120 در نود صورت می­پذیرد و هر دو گروه می­کوشند توپ را به دروازۀ رو به رو وارد کنند. فراوانی تماشاگران از دیگر ویژگی­های این بازی مردانه و پر هوادار است.

به جرئت می­توان گفت بدون این ورزش روزنامه­ها و مجلات ورزشی شکل نمی­گرفتند، همان­گونه که دیگر رسانه­ها نیز هم بر آن تأثیر می­گذارند و هم از آن تأثیر می­پذیرند.

این بازی به منزلۀ کنش نمادی ماهیتی نمادی و فداکارانه دارد، چنان­که آن را از کنش­های جنگاورانه متمایز می­کند.

بازی­کن با به کار گرفتن همۀ اندام حسی و حرکتی­اش در زمین بازی می­کند. داور نیز با به کار گرفتن همان اندام، شتابان دربارۀ رفتار بازی­کنان داوری می­کند. مربی نیز به چینش پویای مهره­هایش می­اندیشد و دستور می­دهد و از آن سوی، تماشاگران هواداری خود را از یک تیم با کنش­هایی منظم و نامنظم در قالب رفتارهایی گاه پرخا­ش­گرانه فریاد می­کنند.

با وجود این، از این بازی نباید ساده­لوحانه گذشت و تنها به دلیل ماهیت ورزشی­اش بدان دل­خوش کرد؛ جامعه­پذیری و فرهنگ­پذیری در این ورزش از نکاتی است که باید بدان بسیار توجه کرد. عجبا که رهبران و ایدئولوگ­هایی که در برابر انواع رسانه­ها و ابزار جامعه­پذیر و فرهنگ­پذیرساز قد بر می­افرازند تا مبادا جامعه و فرهنگ هدف را از کفشان بربایند، از این مسئله بی­توجه می­گذرند و گاه آن را مایۀ اهداف سیاسی­شان می­سازند.

شاید برخی سهل­انگاری­ها به این دلیل شکل می­گیرد ­که کنش بازی­گران و تماشاگران و دیگران محدود به زمانی  نود دقیقه است، اما به نظر می­رسد این مسئله بسان مراسم و مناسکی مذهبی در ابعاد گوناگون جامعه و فرهنگ می­تواند تأثیر بگذارد. ­        

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 1:44 قبل از ظهر  نوشته رضا سجادی  | 
 
  بالا