تبليغاتX
یکی بود و یکی نبود
 
یکی بود و یکی نبود
 
 
ادبیات داستانی، جامعه شناسی، فلسفه
 
لا یوم کیومک یا اباعبدلله

۱. می دانیم که کوفیان پس از شهادت حضرت اباعبدلله(ع) چه جسارت ها به خاندان اهل بیت کردند. آیا می دانید که این بی شرمان تاریخ وقتی از ترس مردم خواستند بگریزند زنان و فرزندان خود را به حضرت علی بن الحسین(ع) سپردند. ماجرا را بخوانید!

۲. جوانی عراقی به سربازان امریکایی غذای نذری تعارف می کند. ببینید! 

۳. مرکز تحقیقات تجربی هنر معاصر شهر کارالیو در شمال ایتالیا، نمایشگاهی با عنوان "چادر" برگزار کرده است. در این نمایشگاه آثار عکاسی و نقاشی بسیاری از هنرمندان جهان در زمینه پوشش و یا حجاب به نمایش گذارده شده‌ است.  ببینید!

۴. هنر پنهان روضه خوانی آقای خاتمی را هم از وبلاگ جناب ابطحی بخوانید!

۵. شبکه های تلویزیونی کشور عربستان سعودی هم زمان با فرا راسیدن روز عاشورا در یک اقدام هماهنگ و مشترک عبارت "عید مبارک" را در گوشه تصاویر خود حک کردند. به عهده راویی اش!

۶. بسیاری از جوانان، هریک به انگیزه ای، رفتارهای خود را با حال و هوای این ایام تطبیق می دهند. نازنین که با پوششی مدرن مشغول پارک کردن یکی از ماشین‌هایی است که شعارنویسی شده، به این مناسبت‌های مذهبی اعتقاد خاصی دارد. «من سعی می‌کنم در تمام مدت این ماه ساده‌تر لباس بپوشم، آرایش نکنم، صدای زنگ موبایلم را به صدای یکی از نوحه‌ها تغییر بدم، توی ماشینم نوحه گوش کنم و از تزیین‌های مذهبی مثل خطاطی اسم ائمه روی شیشه ماشینم بهره بگیرم چون به نظرم این آدم‌ها باب الحوائج هستند.» برای خواندن این گزارش پس از آن که وارد این سایت شدید جست و جوگر داخل متن را تایی کنید!  

۷. صدا وسیما نوحه ای عربی-فارسی در این روزها پخش می کرد که خواننده اش نزار القطری نام دارد. این نوحه را دانلود کنید!(راست کلیک کنید و بعدsave target as… )  

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 9:37 بعد از ظهر  نوشته رضا سجادی  | 

بیل گیتس، بنیان گذار شرکت نرم افزارسازی مایکروسافت به بی بی سی گفته است که در پنج سال آینده نحوه تعامل مردم با رایانه ها به شکل جدی تغییر خواهد کرد.

وی مشخصا به جایگاه مهم حواس لامسه، دیدن و سخن گفتن در این زمینه اشاره کرده است.

بیل گیتس نظراتش را ضمن پاسخ دادن به سوالات کاربران سایت خبری بی بی سی اعلام کرد.

او گفت: کل این ایده، که من آن را محیط کاربری طبیعی می نامم، واقعا تجربه (استفاده از رایانه) را از نو می سازد.

آقای گیتس همچنین به سایت خبری بی بی سی گفت: ما در حال افزودن توانایی لمس و امکان دستکاری مستقیم در رایانه ها هستیم. روی تشخیص تصویر کار می کنیم تا رایانه، آنچه شما انجام می دهید را ببیند و در حال افزودن امکان کار کردن با قلم و تشخیص دستورات صوتی هستیم.

در خلال این مصاحبه، بیل گیتس رایانه تازه مایکروسافت موسوم به سورفیس (Surface) را به نمایش گذاشت که دستگاهی شبیه میز است و محیطی لمس پذیر دارد. این رایانه می تواند فرامین مختلف و همزمان را که از طریق تماس انگشتان دست چند نفر دریافت می کند، در آن واحد اجرا کند.

بنیان گذار مایکروسافت گفت: بگذارید شجاعت به خرج دهم، درپنج سال آینده ده ها میلیون نفر در حالی که مقابل چنین محیط های لمس پذیری نشسته اند عکس هایشان را به هم نشان می دهند، آلبوم های موسیقی شان را مرور می کنند و به زندگی شان نظم می دهند.

آقای گیتس روز دوشنبه نیز ایده اش در زمینه استفاده از محیط های طبیعی را در سخنرانی افتتاحیه نمایشگاه لوازم الکترونیک لاس وگاس (سی ای اس) بسط داد.

او با اشاره به موفقیت "آی فون" ساخت اپل و دستگاه بازی "وی" متعلق به نینتندو، گفت که مصرف کنندگان بشدت از چنین محیط هایی استقبال کرده اند.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 8:8 قبل از ظهر  نوشته رضا سجادی  | 

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت،

سرها در گريبان است.

كسي سر برنيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را.

نگه جز پيش پا را ديد،‌ نتواند،

كه ره تاريك و لغزان است.

و گر دست محبت سوي كس يازي،

به اكراه آورد دست از بغل بيرون،

كه سرما سخت سوزان است.

نفس كز گرمگاه سينه مي‌آيد برون، ابري شود تاريك.

چو ديوار ايستد در پيش چشمانت.

نفس كاين است، پس ديگر چه داري چشم،

ز چشم دوستان دور يا نزديك؟

مسيحاي جوانمرد من! اي ترساي پير پيرهن چركين!

هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آي …

دمت گرم و سرت خوش باد!

سلامم را تو پاسخگوي. در بگشاي!

منم من! ميهمان هر شبت. لولي‌وش مغموم.

منم من، سنگ تيپا خورده رنجور.

منم، دشنام پست آفرينش، نغمهء ناجور

نه از رومم، نه از زنگم. همان بيرنگ بيرنگم.

بيا بگشاي در، بگشاي، دلتنگم.

حريفا! ميزبانا! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي‌لرزد.

تگرگي نيست، مرگي نيست.

صدائي گر شنيدي، صحبت سرما و دندان است.

من امشب آمدستم وام بگذارم.

حسابت را كنار جام بگذارم.

چه مي‌گويي كه بيگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟

فريبت مي‌دهد، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست.

حريفا! گوش سرما برده است اين، يادگار سيلي سرد زمستان است.

و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده،

به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود پنهانست.

حريفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز يكسان است.

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت.

هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دستها پنهان.

نفس‌ها ابر، دلها خسته و غمگين،

درختان اسكلتهاي بلور آجين،

زمين دلمرده، سقف آسمان كوتاه،

غبار آلود مهر و ماه،

زمستان است.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 7:30 قبل از ظهر  نوشته رضا سجادی  | 

کسانی هستند که همیشه از خوبانند. این آدم­ها همیشه از سرشماری کلمات حیرانند. آنان هر روزه، تنها برای یک لحظه زیر آفتاب عریانند تا دُمَل کلمه­ها را زیر پوست بدنشان بخشکانند. اینان سرشار از نقطه­های خوشِ پایانند و همیشه در پایان جمله­های پیرو، درنگِ عمر پایه­های لرزانند. اینان به راستی از خوبانند که هر حشوی را به راست گردانند؛ به آن هنگام که پس از اسهالِ قلم­اندازی جسور، پرانتزی به رحمت چنین بگشایند و به توضیح، چنین بیاغازند: «غلط! شاید از پیچش بی­نهایت هزار حرف پرماجراست. نویسنده در این­جا بی­گناه و بی­نواست.»          

 |+| نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 6:11 قبل از ظهر  نوشته رضا سجادی  | 
 
  بالا